اسكندر بيگ تركمان

901

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

صاحبجمال ساده رخان يوسف لقاى آراسته بزيور و خال و سايران و صبيان كه تمامت آنها از نظر خجسته اثر همايون ميگذشت زياده از يكصد هزار بقلم درآمده اما به اعتقاد راقم حروف زياده از سى هزار ديگر در هر گوشه و كنار اسير شد كه از عدم فرصت بقلم درنيامد الحال از وقوع اينحالات فى الجمله سورت غضب پادشاهى تسكين يافته چون سه ماه از نوروز سلطانى گذشت و سردار روم در صحراى موش اقامت نموده بجمع نمودن لشكر و يراق سفر مشغول بود زياده از اين توقف در گرجستان لايق دولت نديده عنان عزيمت بصوب مراجعت انعطاف دادند و از راه مردانقوب به طرف كارتيل آمده چند روز در بلدهء تفليس اقامت فرموده بنظم و نسق قلعه و مهمات بگرات خان پرداختند و از آنجا كوچ كرده از راه اخستاباد به ييلاق ميدانجوق و از آنجا بكوكجه دنكيز تشريف بردند و تا سه ماه ديگر كه هنگام حركت لشكر روم شد ييلاقات مذكور مضرب خيام عساكر نصرت فرجام بود شرح آمد و رفت سردار و تحرير قضايا كه در طى حالات روى داد از مساعدت بخت مأمول است . گفتار در بيان محاربه كه در سلماس ميان جنود قزلباش و تكلو پاشا بيگلربيگى وان و اميران سنجق اكراد بوقوع پيوست و كشته شدن پير بوداقخان قبل از اين نگاشتهء قلم وقايع رقم گرديد كه پير بوداقخان را با امراء سرحد تبريز از سفر گرجستان رخصت داده بتبريز فرستادند كه گنجعلى خان حاكم كرمان نيز بمدد او مأمور گرديد چون اكراد فتنه انگيز آن سرحد خصوصا اولاد غازى بيك ولد شاهقلى مليلان كه بحيله و تذوير بقلعهء قارنيارق دست يافته پاى از دايره ادب بيرون مينهادند و بالكاء سلماس دست درازيها كرده باعث شورش و انقلاب سرحد و تفرقه و پريشانى خلق اللّه بودند . پير بوداقخان بدفع فتنه اكراد از تبريز بيرون آمده بآنطرف نهضت نمود و امراء و عساكر آنحدود مقصود سلطان كنگرلو استاجلو و سلمان سلطان سوباشى دنبلى و ابراهيم بيك برادر جناب فدوى القاب وزير آذربايجان با چريك آن ولايت و محمد تقى بيك مين باشى تفنگچيان آذربايجان با گروه تفنگچى به او ملحق گشته به طرف قارنيارق در حركت آمدند و اكراد بخطهء وان فرستاده از محمد پاشاء بيگلربيگى وان مشهور بتكلو پاشا و امراء اكراد استمداد كردند تكلوپاشا با جنود روميه و زينل خان محمودى حاكم خوشاب و ساير سنجق بيكيان كرد تا موازى شش هفت هزار كس بعزم محاربه قزلباش بسلماس آمدند . پير بوداقخان و امراء كمابيش قريب به پنجهزار كس بودند از آمدن سپاه مخالف خبر يافته تخمين مراحل آنراه كرده بقرينه و قياس معلوم گردانيدند كه در چه روز بسلماس ميرسند قراولان و مردم جنك لشكر روم با قزلباش و كشتن پير بوداق خان كارآگاه كه بخبرگيرى فرستاده بودند آمده موافق آن تقرير كردند پير بوداقخان كس بطلب گنجعلى خان بتعجيل فرستاد كه آمده در روز موعود كه احتمال جنك دارد بديشان ملحق گردد كه باتفاق آماده دفع دشمن گردند اتفاقا يكروز پيشتر از روز معهود كه امراء آمادهء حرب